درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت اوقات فراغت شما ساخته شده اس و لطفا نظر یادتون نره!

مدیر وبلاگ : رضا طولابی و نیما مهرجو و محمد كاظمی
نظرسنجی
به نظر شما كدام تیم قهرمان لیگ برتر90-91می شود؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :14526
  • بازدید امروز :14
  • بازدید دیروز :412
  • بازدید این ماه :8 5688
  • بازدید ماه قبل :1768
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :1
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
K A R A T E 0 0 8
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
بسیار جالب ورزش مشت‌زنی در ایران از زمانی آغاز شد که استاد میرمهدی ورزنده پس از خاتمه تحصیلات خود در بلژیک به ایران بازگشت. ورزنده در دبستان و دبیرستان نظام سمت مربی ورزش را داشت و به علاقمندان ورزش مشت‌زنی تا حدودی که مقدور بود، فنون و قواعد را می‌آموخت. در آن زمان جوانان علاقه زیادی به فرا گرفتن مشت‌زنی از خود نشان ندادند و از طرفی عدم امکان تهیه وسایل ورزشی بوکس و از بین رفتن لوازمی که ورزنده با خود از خارج آورده بود، باعث گردید که مشت‌زنی متوقف گردد. در آن روزگار باشگاهی به نام «اجتماعیون» وجود داشت که تحت نظارت ابوالفضل صدری، ورزنده و شایسته اداره می‌شد و گاهی از این ورزش صحبت‌هایی به میان می‌آمد ولی تداومی نداشت.   در سال 1312 شخصی به نام «سبحان» که از لبنان به ایران آمده بود، مدعی شد که می‌خواهد با بهترین مشت‌زنان ایران مسابقه بدهد، وی مردی قدبلند و سنگین وزن بود و پیدا کردن رقیب برای او کاری بسیار مشکل می‌نمود. هیأت مدیره باشگاه اجتماعیون برای اینکه کاری انجام داده باشند، مرحوم «خاقانی» را که شرایط بدنی مساوی با سبحان داشت نامزد مسابقه با وی کردند و مدتی به تعلیم او پرداختند تا با فنون مقدماتی آشنا شود. برای تماشای مسابقه دانش‌آموزان دبیرستان نظام را آورده بودند و با اینکه از اکثر ورزشکاران باستانی دعوت به عمل آمده بود، جز مرحوم حاج سیدحسن رزاز پهلوان ایران و حسن مینوئی کسی برای تماشا نیامد. رینگ مسابقه عبارت از یک رج طناب بود که به وسیله چهار عدد پایه چوبی در زمین فرو شده بود. ابتدا هیجان تماشاگران بسیار زیاد بود ولی بعد از چند دقیقه معلوم شد که سبحان برتری زیادی نسبت به خاقانی دارد. البته حالت مسابقه بیشتر شبیه نزاع خیابانی بود و هیچ شباهتی به مشت‌زنی نداشت. در اواخر راند سوم خاقانی چون نمی‌توانست مشت‌زنی فنی کند خود را ناگهان روی سینه حریف انداخت. با این عمل تعادل سبحان به هم خورد و به پشت روی طناب افتاد و سرش به خارج رینگ خم گردید به طوریکه پشت گردن او درست به چهارپایه‌ای که کنار رینگ گذاشته بودند اصابت کرد و در اثر این ضربه به کلی گیج شد و دیگر نتوانست به مسابقه ادامه دهد و ناچار بازی را به نفع مرحوم خاقانی پایان دادند. این اولین پیروزی یک ایرانی در مقابل یک مدعی خارجی بود. انعکاس این پیروزی، هیجانی فوق‌العاده در بین جوانان ایجاد کرد و موجب شد که سر و صدای ورزش مشت‌زنی دوباره بلند شود. لیکن شهربانی مانع از انجام یافتن مسابقات می‌شد و به باشگاههای ورزشی ابلاغ نمود که از انجام دادن مسابقات در انظار عمومی خودداری کنند. 
حتما بخوانید نظر هم بدهید.




نوع مطلب : سایر ورزش ها، 
برچسب ها : مشت زنی،


پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رضا طولابی و نیما مهرجو و محمد كاظمی

در سال های خیلی دور، ده دوازده دکان بالاتر از شمس العماره، یعنی در مجاورت وزارت دارایی فعلی در تهران، یک مستراح عمومی بود که جنب آن اولین دکان دوچرخه سازی و دوچرخه فروشی ایران تأسیس شد. صاحب این دکان شخصی بود به نام «حسین آقا شیخ» که نخستین بار در کشور ما به کرایه دادن دوچرخه و تعمیر کردن دوچرخه‌های معیوب پرداخت و در واقع شغل و ورزشی جدید را بنیان نهاد. دوچرخه‌سواری از مشاغلی بود که تا آن زمان در تهران و ایران بی سابقه بود و مردم به آنهایی که سوار بر این وسیله دوچرخ می شدند، «بچه شیطان» و «بچه جن» می گفتند. چرا که معتقد بودند که آنها از طرف شیاطین و جن و پری کمک می شوند که اگر جز این باشد، کسی نمی تواند روی دو چرخ حرکت کند! دلیل هم می آوردند و می گفتند وسیله‌ای که اگر کسی آن را نگه ندارد، خودش نمی تواند خودش را نگه دارد، چگونه می تواند یکی را هم بر بالای خود بنشاند و راه ببرد؟ مخصوصاً که از هر دونده ای جلو بزند و از هر طرف هم پیچ و خم بخورد. پس این نیست مگر اینکه خود روروئک را جن و شیطان ساخته باشند و راننده‌اش هم بچه جن و بچه شیطان باشد.
اما، اولین باری این وسیله به تهران آمد و مردم آن را دیدند، زمانی بود که دو پسر بچه انگلیسی در میدان مشق با شلوارهای کوتاه سوار آنها شدند. وقتی پسر بچه‌های مو بور و چشم زاغ و شلوار کوتاه پوش روی این وسیله نقلیه نوظهور می نشستند و به هر سو می تاختند، پیرهای ساده دل و سالمندان آن روزگار به تماشای آنها می رفتند، «بسم‌الله» گویان و «لاحول» گویان با شگفتی هر چه تمامتر زیر لب دعا می خواندند و آمدن آنها را یکی از دلایل وقوع آخر زمان می پنداشتند.
در چنین اوضاع و احوالی بود که «حسین آقا شیخ» جسارت ورزید و با شهامت فراوان چند دستگاه دوچرخه خرید و دکان دوچرخه‌سازی باز کرد. استقبال جوانان و نوجوانان از این دوچرخه‌ها چنان زیاد بود و به قدری کار و بار «حسین آقا» گرفت که یک نفر ارمنی به نام «دادیک» در میدانگاهی اول سفارت انگلیس در خیابان منوچهری، اقدام به تأسیس دومین دوچرخه‌سازی تهران کرد و مشتریان شمال تهران و فرزندان ارمنی ها را در اختیار خود گرفت. در هر حال، با گذشت زمان انواع دوچرخه های معمولی و کورسی و سه چرخه در تهران عمومیت یافت و از تهران به شهرستانها راه گشود و حتی به عنوان یک وسیله نقلیه ساده و ارزان سر از روستاها درآورد.
فدراسیون دوچرخه سواری ایران در سال 1946 تشکیل شد و احمد ایزدپناه نخستین رئیس آن بود. یک سال بعد این فدراسیون به فدراسیون جهانی دوچرخه سواری ملحق شد. در سال 1951 در بازیهای آسیایی دهلی نو، جاسم جاسم زاده از ایران حضور یافت تا نخستین دوچرخه سوار ایرانی باشد که در رقابتی بین المللی شرکت می کند. هفت سال بعد در بازیهای آسیایی 1958، جعفر گل طلب به دو مدال نقره دست یافت تا ورزش دوچرخه سواری بیش از پیش جدی گرفته شود. حسین اسماعیلی، خسرو حق گشا، حسین بهارلو، حسن فرد، اصغر درودی، منوچهر دانشمند، غلامحسین کوهی، بهروز راهبر، علی زنگی آبادی از جمله قهرمانان بزرگ دوچرخه سواری ایران بودند که افتخارات فراوانی کسب نمودند. نخستین بار در المپیک 1972 مونیخ دوچرخه سواری ایران این بازیها را تجربه نمود.





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رضا طولابی و نیما مهرجو و محمد كاظمی

کشتی در ایران سا بقه و قدمت و سنتی  طولانی دارد و دیر با ز در نواحی مختلف ایران کهن و بزرگ انجام می شد . هر نا حیه سبک خود را در کشتی داشت ولی کشتی پهلوانی معروف تر و متداول تر از بقیه بود .همه ی سبک  ها ی مختلف کشتی ایرانی را می توان به دو دسته ی عمده تقسیم کرد . دریکی از این دو دسته پرتا ب یا بلند کردن و از جا کندن حریف به معنی پیروز شدن براوست در حا لی که در نوع دیگر به خا ک رسا ندن همه ی پشت حریف یا بخشی از پشت یا  زانو  پیروزی تلقی می شود . 

کشتی در زمان ها ی بسیا ر قدیم در جنگ نیز به کا ر می رفته است . به این ترتیب که گا هی در ابتدای جنگ یا به هنگا م فرسا یشی شدن  جنگ  دو لشگر در مقابل هم صف آرایی می کردند و آنگا ه یک پهلوان از یکی از دو لشگر به میا ن میدان می آمد و با برشمردن ویژگی ها ی خود و لا ف زدن و اشتلم کردن  مرد میدان می خواست . با پیدا شدن حریف از لشگر مقا بل دو مرد به کشتی گرفتن مشغول می شدند . بدیهی است کسی که حریف را بر زمین می زد  بر سینه ی او می نشست سر او را می برید و به این ترتیب و حشتی در لشگر دشمن می پراکند . در برخی از این نبردها زمین خوردن حریف به معنی مرگ او بود . شا ید به همین دلیل در برخی از سبک ها ی کشتی به زمین رسیدن بخشی از بدن به معنی شکست است . خوشبختا نه امروزه دیگر کشتی تنها به عنوان یک ورزش انسانی و شکوهمند برای دوستی بین ملل به کا ر می رود .برخی از انواع سبک ها که درایران متداول بودند عبا رتنداز:

پهلوانی یا زور خا نه یی ( متداول در سراسر ایران ) سبک با چوخه ( خراسان ) چوخه ( کردستا ن ) گیله مردی ( ما زنداران – گیلان – گلستا ن) سبک لوچو ( ما زندران ) سبک ترکمنی یا کوراش ( گلستا ن ) سبک آشیرما ( آذربا یجان ) سبک کمری ( آذربا یجان و قزل با ش ) سبک بغل به بغل ( قزوین ) زوران پا توله و زوران ما چکه ( کردستا ن) کچ گردن ( سیستا ن و بلوچستا ن) زیر و بل ( سبک کردی و کرمانشا هی ) سبک جنگ ( بختیا ری و لرستا ن ) سبک لری ( لرستا ن ) سبک کمر بندی ( اصفها ن ) سبک کویری ( کرما ن) دسته بغل ( فا رس ) و سبک لشگر کشی ( یزد )





نوع مطلب : سایر ورزش ها، 
برچسب ها : تاریخچه كشتی در ایران،


دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رضا طولابی و نیما مهرجو و محمد كاظمی

فقط كافیست بگویید شماره تلفن و وب سایت كی رو می خواهید تا براتون بزارم

نظر یادتون نره ها





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رضا طولابی و نیما مهرجو و محمد كاظمی

برای دیدن ادرس به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :


مکزیک - آفریقای جنوبی

جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی با سوت دیدار آفریقای جنوبی و مکزیک آغاز شد و دو تیم در پایان یک دیدار دیدنی و پر هیجان به تساوی یک بر یک دست یافتند تا جام نوزدهم با تساوی آغاز شود .

گلهای این دیدار را اینجا می توانید ببینید.

 

کلیپ گل آفریقای جنوبی به مکزیک (سیفیوه شابالالا (50) برای آفریقا جنوبی)

 

کلیپ گل مکزیک به آفریقای جنوبی (رافائل مارکز (79) برای مکزیک)





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :


جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رضا طولابی و نیما مهرجو و محمد كاظمی

دانلود اهنگ ورودی ریتید ار کی او(تیم ادج و رندی اورتون)

دانلود آهنگ ورودی جان سینا

دانلود آهنگ وروری شان مایکل

آهنگ ورودی تریپل ایچ بنا به درخواست های مکرر

دانلود آهنگ ورودی آلبرتو دل ریو

آهنگ ورودی نکسوس

آهنگ ورودی آندرتیکر

آهنگ ورودی ریک فلیر

آهنگ ورودی راب ون دام

آهنگ ورودی شلتون بنجامین


آهنگ ورودی اسنیتسکی

آهنگ ورودی استفان مک ماهن


آهنگ ورودی استن کلد


آهنگ ورودی تست


آهنگ ورودی دارکست ساید

آهنگ ورودی گروه د هارت دینستی فاندیشن


آهنگ ورودی د راک

آهنگ ورودی گروه لگاسی

آهنگ ورودی تیفانی پتسی

آهنگ ورودی سنتینو مارللا

آهنگ ورودی اسکات استینر

آهنگ ورودی شان مک ماهن


آهنگ ورودی تایسن کید

آهنگ ورودی اوماگا

آهنگ ورودی ولادمیر کزولوو

ویلیام رگال

آهنگ ورودی جان موریسن


آهنگ ورودی کین

آهنگ ورودی کلی کلی

آهنگ ورودی کونگ فو ماکی


آهنگ ورودی ام و پی


آهنگ ورودی مارک هنری

آهنگ ورودی ماریس (maryse pourquoi )

آهنگ ورودی مت هاردی

آهنگ ورودی مک ماهن

آهنگ ورودی پریمو

آهنگ ورودی رندی بنام burn in my light

آهنگ ورودی ری میستریو

آهنگ ورودی ادج

آهنگ ورودی ایوان بورنه

آهنگ ورودی او توررس

آهنگ ورودی ایزکیل جکسن

آهنگ ورودی فینلی

آهنگ ورودی گلد برگ

آهنگ ورودی هالک هوگان

آهنگ ورودی جی بی ال

آهنگ ورودی جک اسواگر

آهنگ ورودی جف هاردی

آهنگ ورودی براک لسنار

آهنگ ورودی کارلیتو

آهنگ ورودی چاوو

آهنگ ورودی کریس جریکو

آهنگ ورودی کریس بنویت

آهنگ ورودی گروه دی ایکس

آهنگ ورودی ادی گررو(eddie guerrero)

آهنگ ورودی بیلی کیدمن


آهنگ ورودی برت هارت

آهنگ ورودی بث فونیکس

آهنگ ورودی گروه جری شو (بیگ شو و کریس جریکو)

آهنگ ورودی بیگ شو

آهنگ ورودی رندی اورتن

آهنگ ورودی باتیستا

آهنگ ورودی کالی

آهنگ ورودی زک رایدر

آهنگ ورودی تریپل اچ (هانتر کبیر)

آهنگ ورودی دلف زیگلر

آهنگ ورودی کوفی کینگستن


آهنگ ورودی شیمس

آهنگ ورودی د میز


آهنگ ورودی مک اینتیر


آهنگ ورودی پرایسلس


آهنگ ورودی تریپل اچ(هانتر کبیر) به نام کینگ اف کینگز

کریشن (Christian)





نوع مطلب :
برچسب ها :


کدام تیم قهرمان یازدهمین دوره لیگ برتر فوتبال می‌شود؟ سپاهان؟ استقلال؟ تراکتورسازی؟ این سئوال روز فوتبال ماست و همه دنبال نام تیمی هستند که روز 22 اردیبهشت‌ماه جام قهرمانی را بالای سر می‌برد.

بر اساس آنچه بر جدول رده بندی لیگ برتر حاکم است تیم سپاهان با سه امتیاز اختلاف نسبت به تیم‌های استقلال و تراکتورسازی تبریز و داشتن تفاضل گلی بهتر در مقام مقایسه با دیگر تیم‌های مدعی شانس اول قهرمانی است. اما برای اینکه بدانیم شانس کدام تیم برای قهرمانی بیشتر است، در زیر نگاهی گذرا به دیدارهای پایانی این سه تیم در لیگ یازدهم خواهیم داشت:

سپاهان و استقلال-سپاهان

شانس اول: سپاهان اصفهان

قهرمان دو دوره گذشته مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور در یازدهمین دوره این مسابقات نیز شانس اول قهرمانی است. زردپوشان اصفهانی سه امتیاز بیشتر از استقلال و تراکتورسازی دارند و اختلاف تفاضل گل‌شان پنج گل بیشتر از دو مدعی دیگر قهرمانی است. در شرایط برابر سپاهان چهار امتیاز بیشتر از رقبا دارد چرا که اگر استقلال و تراکتورسازی اختلاف امتیاز خود با این تیم را جبران کنند، تازه باید در تفاضل گل نیز با شاگردان "زلاتکو کرانچار" برابری کنند. هنوز از خاطر علاقمندان به فوتبال نرفته قهرمانی استقلال در هشتمین دوره لیگ برتر که با تفاضل گل رقم خورد.

سپاهان با این شرایط در سه هفته پایانی طی سه دیدار خانگی به میدان خواهد رفت. این تیم در هفته سی و دوم به مصاف شاهین بوشهر می‌رود، در هفته سی و سوم میهمان همشهری خود ذوب آهن اصفهان است و در هفته پایانی تیم مس سرچشمه که سقوطش به لیگ دسته اول قطعی شده است را پذیرا خواهد بود. روی کاغذ شانس سپاهان برای کسب پیروزی در بازی هفته پایانی خیلی زیاد است و می‌توان برای شاگردان کرانچار یک پیروزی خانگی را در این بازی متصور شد.

مشکل اصلی زردپوشان اصفهانی دیدارهای هفته‌های سی و دوم و سی و سوم است که اولی مقابل شاهین برگزار می‌شود و دومی مقابل ذوب آهن. شاهین که روی لبه تیغ راه می‌رود و امتیازهای دیدارهای پیش رو برایش حیاتی است، در دیدار مرگ و زندگی به کسب امتیاز در خانه سپاهان فکر می‌کند. همین مسئله کار مدافع عنوان قهرمانی لیگ برتر را دشوار خواهد کرد و باعث می‌شود زردپوشان با توانی مضاعف به دیدار سپیدپوشان بوشهری بروند. سپاهان در هفته سی و سوم نیز میهمان همشهری اصفهانی خود است. بازی در دربی به خودی خود دشوار است، به ویژه اینکه رقیب هدفش صعود به سکوهای چهارگانه بالای جدول باشد و نیازش به امتیاز مبرم.

سپاهان اگر در این سه بازی موفق به کسب 6 و یا هفت امتیاز شود (دو برد و یک تساوی و یا دو برد و یک شکست) قهرمان یازدهمین دوره لیگ برتر خواهد شد و جام قهرمانی همچون دو فصل گذشته به نصف جهان می‌‌رود، در غیراین صورت باید ردای قهرمانی را آبی یا قرمز دوخت.

استقلال

شانس دوم: استقلال تهران

استقلال برای رسیدن به قهرمانی باید هر سه دیدار پیش رو را با پیروزی پشت سر بگذارد و امیدوار به توقف و شکست سپاهان باشد. استقلال برخلاف سپاهان در سه دیدار پایانی لیگ باید یک بار از خانه خارج شود و دوبار در ورزشگاه آزادی به میدان برود. آبی پوشان در هفته سی و دوم میزبان شهرداری تبریز هستند و در دو هفته پایانی ابتدا به میهمانی صنعت نفت آبادان می‌روند و با دیدار مقابل نفت تهران به کار خود در لیگ یازدهم پایان می‌دهند.

استقلال هم به مانند سپاهان اصفهان در هفته سی و دوم تیمی را ملاقات می‌کنند که برای ماندن در لیگ برتر تلاش می‌کند. شهرداری تبریز به دیدار مقابل استقلال به چشم بازی مرگ و زندگی می‌نگرد و به همین خاطر با تمام توان به مصاف تیم مظلومی خواهد آمد. استقلال اگر موفق به شکست شهرداری شود، شانس قهرمانی‌اش دوچندان خواهد شد، در غیر اینصورت آبی پوشان باید رویای قهرمانی را فراموش کنند.

دیدار با صنعت نفت آبادان سی و سومین چالش تیم استقلال در لیگ برتر است. تیمی که پنج بار در خانه شکست خورده و تنها چهار بار در ورزشگاه تختی آبادان پیروز شده است، نمی‌تواند حریف دست و پاگیری برای آبی پوشان باشد. شاگردان مظلومی اگر قهرمانی می‌خواهند باید طلسم ناکامی در خانه صنعت نفت را باطل کنند.

آبی پوشان باید خوش شانس باشند که تا هفته سی و چهارم و پایانی تکلیف تیم چهارم جدول مشخص شده باشد، چرا که در غیر اینصورت پیروزی در بازی سی و چهارم برای نفت حکم سهمیه لیگ قهرمانان را خواهد داشت و این کار شاگردان مظلومی را به مراتب دشوارتر خواهد کرد. همانطور که عنوان شد تنها پیروزی در این سه بازی است که به استقلال شانس قهرمانی می‌دهد.

دیدار تراکتورسازی- صبا

شانس سوم: تراکتورسازی تبریز

تراکتورسازی تبریز از تساوی استقلال مقابل شاهین بوشهر نهایت بهره را برد و با برتری مقابل راه آهن شهرری به یکقدمی آبی پوشان رسید. حالا تراکتورسازی می‌تواند قهرمان شود اگر در سه دیدار آینده پیروز شود و سپاهان و استقلال امتیاز از دست بدهند. تراکتورسازان در سه هفته پایانی به ترتیب با پرسپولیس، مس سرچشمه و ملوان بندرانزلی دیدار خواهند کرد که در این بین تنها در دیدار دوم میهمان هستند و در دو بازی دیگر میزبان.

 

بازی سخت تیم تراکتورسازی همین بازی روز پنجشنبه است که مقابل پرسپولیس برگزار می‌شود. پرسپولیس که در این فصل یک بار به کمک استقلال آمده و با متوقف کردن تیم سپاهان در اصفهان بخت دو تیم استقلال و تراکتورسازی را برای قهرمانی بیشتر کرده است، هیچ بعید نیست این بار نیز با تمام توان به مصاف تراکتورسازان برود و امتیاز بگیرد، به ویژه در شرایط فعلی که جایگاهی نامناسب در جدول دارد و برای فرار از بحران نیازمند پیروزی است.

شاگردان امیر قلعه نویی که برخلاف سپاهان و استقلال تنها دغدغه‌شان رقابت در لیگ برتر است و درگیر مسابقات لیگ قهرمانان آسیا نیستند، در هفته سی و سوم میهمان مس سرچشمه سقوط کرده به لیگ دسته اول هستند که به قول سرمربی‌اش برای غرور و حیثیت خود بازی می‌کند. تراکتورسازی تنها با پیروزی در این دو بازی می‌تواند چشم به دیدار با ملوان در هفته سی و چهارم داشته باشد که آنجا با حمایت تماشاگران خودی قوی سپید را شکار کرده و برای شام قهرمانی سرو کند!

 

 

ردیف تیم بازی برد مساوی باخت زده خورده تفاضل امتیاز
1 سپاهان 31 18 8 5 52 27 25+ 62
2 استقلال 31 17 8 6 53 33 20+ 59
3 تراکتورسازی 31 17 8 6 51 31 20+ 59
4 صبای قم 31 12 11 8 39 37 2+ 47
5 نفت تهران 31 12 10 9 34 33 1+ 46
6 ذوب آهن 31 9 16 6 29 31 2- 43
7 سایپا البرز 31 10 10 11 45 34 11+ 40
8 فولاد 31 10 9 12 34 33 1+ 39
9 پرسپولیس 31 9 12 10 44 45 1- 39
10 صنعت نفت 31 10 9 12 44 52 8- 39
11 فجر سپاسی 31 10 8 13 31 38 7- 38
12 داماش گیلان 31 10 10 11 32 36 4- 37
13 مس کرمان 31 9 9 13 28 37 9- 36
14 ملوان انزلی 31 8 11 12 26 27 1- 35
15 راه آهن 31 7 14 10 33 36 3- 35
16 شاهین بوشهر 31 6 14 11 25 33 8- 32
17 شهرداری تبریز 31 6 14 11 31 40 9- 32
18 مس رفسنجان 31 5 7 19 22 50 28- 22




نوع مطلب :
برچسب ها : لیگ برتر، فوتبال،


 

خسرو حیدری که نام کامل اوست در سال ۲۳/۶/۱۳۶۲ به دنیا امد او از همان سنین کودکی عاشق فوتبال بود به همین دلیل به عضویت کلاس های مختلف فوتبال درمی آمد  اما خانواده ی او مخالف این   موضوع بودند چرا که خسرو بر خلاف فوتبالش درس خوبی نداشت و خانواده اش این موضوع را عامل تاثیر گزاری در درسش می دانستند به همین دلیل مخالفت هایی با فوتبالش می کردند اما بعد با دیدن پیشرفت او خود انها مشوق اصلی او در فوتبال شدند این موضوع باعث شد که خسرو ادامه تحصیل نکند و به مقطع دیپلم بسنده کرد و بعد ها به عضویت تیم هایی چون ابو مسلم پاس استقلال و سپاهان درامد و در ضمن او در سال ۱۳۸۴ ازدواج کرد و متاهل شد

نام و نام خانوادگی : خسرو حیدری

تاریخ تولد: ۲۳/۶/۱۳۶۲

محل تولد : ایران/تهران/رسالت

تحصیل:دیپلم تجربی

وضعیت تاهل : متاهل( ۱۳۸۴)

شغل : فوتبالیست

باشگاه:استقلال

پست:هافبک(راست)

تیم مورد علاقه :استقلال (هوادارانش)  رئال مادرید

کشور مورد علاقه :اسپانیا

غذای مورد علاقه:قورمه سبزی

رنگ مورد علاقه:آبی






نوع مطلب :
برچسب ها : ورزشی، فوتبال، كشتی كج، كاراته، تقویم91، ورزشی تقویم، تقویم ورزشی91، تقویم ورزشی91 كاراته، تكواندو، فدراسیون فوتبال، مسی، دانلود، دانلود بازی كامپیتر، دانلود بازی كنسول، دانلود بازی فوتبال2012، تست، باتیستا، جان سینا، اندرتیكر، ادج، كشتی كج جهان، دنیای فوتبال، ایران، استقلال، قوانین، جدید، دانلود اهنگ، قوانین جدید داوری، قوانین جدید داوری كاراته، سوپر لیگ كاراته، لیگ برتر، بازی انلاین، متفرقه،


جام جهانی

این کلیپ فوق العاده شامل گل ها و لحظه های بیاد ماندنی جام های جهانی 1990 تا 2006 می باشد.

 

 

دانلود Download

حجم:15مگابایت






نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : جام جهانی، فوتبال، ورزش، ایران، 2006،


football10.ir

گل زنان : تیری هانری - زیدان - رونالدینهو(2گل بسیار زیبا) - روبرتوکارلوس (1 گل زیبا)- لوئیز فیگو - مایکل اون - ریوالدو -رائول گونزالز

حجم:21مگابایت

 

دانلود Download





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : ال كلاسیكو، دربی، فوتبال، بارسلونا، رئال مادرید،


 فوق ستاره ی بارسلونا دارای ملیتی آرژانتینی است.او از همان دوران کودکی نبوغ سرشار و بالای خود را به نمایش گذاشت تا جایی که مربی آن دورانش در باره ی وی گفته:" در آن مقطع کمتر بازیکنی را دیده بودم که در سن مسی آنقدر نابغه باشد و به جرات می گویم کسی وجود نداشت.

لیونل کارهایی با توپ می کرد که اعجاب برانگیز بود و فقط از یک بازیکن مستعد بر می آمد.
" بله همانطور که گفته شد مسی فوتبال را از کوچکی و در خون خود داشت.
متاسفانه لیونل دارای یک بیماری هورمونی بوده که در اثر آن ترشحات کافی که لازمه ی رشد جسمانی وی بود بدن وی را تغذیه نمی کرد. او در مقایسه با هم سن و سالان اش بسیار ریزتر و کوتاه قد تر بود .

در نهایت پدرش برای مداوای وی تصمیم گرفت او را به اروپا بیاورد و این آغاز سناریوی ورود شخصی به بارساست که اکنون همه ی ما با غرور با اسم اش در دنیا جولان می دهیم.
نمی دانم بیماری وی را معجزه بنامم یا خوش شانسی برای بارسا! به هر حال او پا به شهر بارسلونا نهاد. وقتی او به یک دکتر مراجعه کرد دریافت که می تواند با تزریق نوعی آمپول این کمبود ترشح را رفع کند.

او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.
مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند .
اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید. اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!).
او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد .
شاید 17 ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند.
درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید.
او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.

او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.
حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند .
اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید.
اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!).
او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد .
شاید۱۸ ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند.
درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید.
او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :


ستارگان فوتبال اروپا
در دنیای توپ گرد و در یک برهه از زمان نام یک بازیکن خاص در دنیا و سر زبان ها می افتد , همه جهانیان به او قبطه می خورند و لب به ستایش او می گشایند.
از بارز ترین این نمونه ها می توان به بزرگانی چون پله , زیکو, دی استفانو, فان باستن , یان رایت , جورج بست , پلاتینی , گرد مولر , مارادونا , بکن بائر , کرایوف , رونالدو و زیدان یاد کرد.
اما در حال حاضر بازیکنی از پورتو آلگرا ی برزیل ظهور کرده که قریب به دو سال و نیم است همگان را به تماشای بازی اش هیپنوتیزم می کند. او کسی نیست جز ابر قدرت بارسا , تک ستاره ی جهان رونالدینهو گائوچو .



او در تاریخ 21/03/1980 در پورتو آلگرای برزیل به دنیا آمد.
در سرزمین فوتبال رشد یافت و از ادوار کودکی و در سواحل گرمیو با توپ نفس می کشید.
در خانواده ی تقریبا فقیری رشد کرد و با از دست دادن پدر نه تنها ضربه ی روحی بزرگی را خورد بلکه مشکلات زندگی بر خانواده تاثیرات بسیار بدی گذاشت.
در این دوران سخت بود که برادر بزرگتر رونی کوچک سرپرستی خانواده را در اختیار گرفت. آسیس کوچک شب و روز در ماسه های داغ و سوزان توپ را با خود می دواند و وقتی شب گرسنه و کوفته به خانه می آمد با شرمندگی مادرش روبه رو می شد.
مادرش نمی توانست آنگونه که شایسته است او را تامین کند ولی رونی کوچک به این مسئله خو گرفته بود و فوتبال غذای روح و جان اش بود.مادرش می گوید : در آن دوران به غیر از خواب همواره با توپ دیده می شده و اگر در جمعی قرار می گرفت که مجبور به محرومیت از توپ می شد بسیار مضطرب و غمگین به نظر می رسید.
این گفته ها همه چیز را در مورد عشق حقیقی او به فوتبال بیان می کند.
ابتدا به طور آماتور در یک تیم سالنی بازی می کرد.در آنجا همه ی هم سن های خود را به راحتی جا می گذاشت و گاهی دیده شده که با چندین دریبل سرپای پشت سر هم چهار پنج نفر را به سرسام می آورده! وقتی دید در آنجا رقیبان درخور ندارد به کمک برادرش به عضویت تیم شهر زادگاهش یعنی گرمیو در آمد.
در ابتدا زیاد به بازی گرفته نمی شد ولی در زمان اندکی که به میدان می آمد درخششی خاص داشت.در سال 1997 به عضویت تیم ملی جوانان در آمد و در جام جهانی مصر قهرمانی برزیل را با آقای گلی اش به ارمغان آورد.
این عنوان سکوی پرتاب بلندی برای وی محسوب می شد.
در همین بینابین بود که چشم سوئیسی ها به وی خیره شد و آنها با پیشنهاد مالی قابل توجهی به وی پیشنهاد کردند که با پذیرفتن تابعیت این کشور در تیم ملی شان توپ بزند.
ولی عشق او به برزیل توامان با مخالفت برادرش مانع از این خرید و پیشنهاد کثیف شد.

و سر انجام در سال 1999 در حالی که حدود 19 سال داشت به تیم ملی دعوت شد و در همین سال به مقام قهرمانی کوپا آمریکا رسید.
پس از ارائه ی بازیهای بسیار جالب مسئولان برزیلی را مجاب کرد تا او را برای جام کنفدراسیون ها به تیم ملی دعوت کنند.
او پاسخ این اعتماد را به بهترین وجه ممکن داد و با وجود ناکامی برزیل آقای گل شد. اینجا بود که کلید شهرت او زده شد و دیدگان اروپاییان متوجه این استعداد ناب شد.

وقتی در سال 2001 با پیشنهاد خوبی از باشگاهی چون پاریسن ژرمن مواجه شد فرصت را غنیمت شمرد و راهی تیم محبوب پایتخت فرانسه شد.
هواداران گریمیو در این زمان به او لقب پول پرست دادند ولی اگر چشمهاشان را باز می کردند می فهمیدند که اگر او پول پرست بود به درخواست سوئیسی ها تن در می داد
در لیگ فرانسه و با شماره ی 10 چنان حرکاتی را با توپ انجام می داد که برخی از آنها در آن زمان جدید بودند .
روحیه ی بالایش در آن تیم سایر یاران را به وجد می آورد. باور نکردنی بود ولی با توجه به دوسال حضور موثر او در پاریسن ژرمن این تیم به موفقیت خاصی دست نیافت !
البته ناکامی او در این تیم فرانسوی با کسب قهرمانی جام جهانی 2002 کره و ژاپن محو شد , چنانکه رونالدینهو ی 21 ساله عضو 11 نفره ی اصلی تیم بود و اکثر ضربات پنالتی را هم خودش می زد.او به دلیل حضور بازیکنانی چون رونالدی و ریوالدو به نوعی هافبک بازی ساز به شمار می رفت و حقا که خوب از پس این مسئولیت برآمد .
در دیدار مقابل انگلستان او تک ستاره ی آبی پوشان در آن بازی بود. گل اول برزیل را از فاصله ای در حدود 35 متر به تور دروازه ی دیوید سیمن چسباند و بازی طلایی اش را در نیمه ی دوم تکمیل کرد. پا عوض کردن اش اشلی کول را سرگردان کرد سپس بدون خود خواهی پاسی را به ریوالدو داد و چپ پای هنرمند برزیل باخت 1 بر صفر برزیل را به برد 2 بر 1 تغییر داد.
در نهایت برزیل برای پنجمین بار قهرمان جام جهانی شد , بنابراین او در این سن به بزرگترین آرزوی یک فوتبالیست حرفه ای رسید





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : زندگی نامه ی رونالدینهو،


اسپانیا
رئال مادرید بهترین باشگاه فوتبال اروپا و جهان در قرن بیستم در تاریخ 6 مارچ سال 1902 تاسیس شد.

سانتیاگو برنابئو، استادیوم 80354 نفری مادرید افتخارات بسیاری را تاکنون به خود دیده است.

در کلکسیون افتخارات کهکشانهای مادرید 9 قهرمانی جام باشگاه های اروپا، 1 سوپر جام اروپا، 3 جام کنفدراسیون ها، 2 جام یوفا، 29 قهرمانی لالیگا، 17 جام حذفی اسپانیا و 7 سوپر جام اسپانیا خودنمایی می کند.

سران رئال در سال های اخیر با صرف هزینه های کلان در خرید بزرگترین ستارگان جهان، بارها رکورد شکنی کرده اند.

از آن جمله می توان به خرید لوییس فیگوی پرتغالی با 60 میلیون یورو و زین الدین زیدان فرانسوی با 71 میلیون یورو اشاره کرد.

این تیم پر افتخار اسپانیایی، فصل 06-2005 را در سایه رقیب قدیمی بارسلونا گذراند و به مقام دومی لا لیگا اکتفا کرد، اما فصل 07-2006 را با عنوان قهرمانی به پایان برد.

نام باشگاه : رئال مادرید
لقب باشگاه : Los Galácticos,Los Merengues,Los Blancos,کهکشانی ها.سفید ها
سال تاسیس : 1902
رئیس باشگاه : فلورنتینو پرز

آدرس:
Avda. Concha Espina 1 ES - 28036 Madrid
+34-913-984-300 : تلفن
+34-913-984-382 : فكس
سایت : www.realmadrid.com
ایمیل : international@realmadrid.com

لباس : سفید

اسپانسر : bwin
اسپانسر ورزشی : Adidas
ورزشگاه : Santiago Bernabeu

آدرس ورزشگاه :

Concha Espina 1, 28036, Madrid(Spain)
ظرفیت ورزشگاه : 72116
ابعاد زمین : 107m x 72m

منشی باشگاه : مارتا سیلوا دی لاپوئرتا
مدیر مطبوعاتی : مارتا سنتیستبان

افتخارات
1955,1956,1957,1958,1959,
1965,1997,1999,2001

1960,1998,2002
2002
1984,1985


1932,1933,1954,1955,1957,
1958,1961,1962,1963,1964,
1965,1967,1968,1969,1972,
1975,1976,1978,1979,1980,
1986,1987,1988,1989,1990,
1995,1997,2001,2003,2007
1905,1906,1907,1908,1917,
1934,1936,1946,1947,1962,
1970,1974,1975,1980,1982,
1989,1993
1988,1989,1990,1993,1997,
2001,2003





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : رئال مادرید،


متولد: 23 اكتبر 1940، ترس كوراكواز، برزیل

بازیهای ملی: 92

گل های بین المللی: 77

تیم ها: سانتوز، نیویورك كاسموس

افتخارات تیمی: جام جهانی 1958، 1962، 1970

قهرمانان كلوپ جهانی: 1962، 1963

قهرمان ایالت ساوپولو: 1956، 1958، 1940، 1941، 1942، 1944، 1956، 1967، 1968

افتخارات شخصی: مرد سال فوتبال آمریكای جنوبی در سال 1973

« همانطور كه بتهون برای موسیقی متولد شد، من برای فوتبال به دنیا آمدم» جملاتی با شكوه و مبتكرانه مگر زمانی كه در مورد نابغه فوتبال برزیل، پله، مطرح شوند.

یك خبر، با چهار بار قهرمانی جام جهانی، ربته اول، 283 گل درجه یك، كه 12 تای آن را در فینال مسابقات جام جهانی زد

یكی از اعضای بازیكنان جادویی برزیل كه بزرگترین جوایز سالهای 1958، 1962 و 1970 را به خود اختصاص داد. ولی همانطور كه مجموعه ای از نت های درهم و برهم یك سمفونی را برای بتهون نمی ساختند، آمار هم نمی توند عظمت بازی این نوابغ را به معرض نمایش گذارد، مهارتهای زیبا، سرعت حیرت آور،‌قدرت كنترل توپ و در آخر لباس های زرد و آبی معروفشان در بین این همه ستاره، پله بهترین بود.

باید بی انعطاف پذیر، چابك و قوی به نظر می رسید قادر بود با توپ هر كاری كه می خواهد بكند. به راحتی از عوامل دفاعی می گذشت و هر بار كه موقیتی پیش می آمد همه منتظر عملیاتی خیره كننده از او بودند و برزیل فوتبالی پر ماجرا را ارائه می كرد، همواره درحمله بود همه چشمها خیره به نتیجه مسابقه هیچ كس نمی تواندصداهای تشویق تماشاگران به هیجان آمده را فراموش كند: « برا – زیل ش ش ش ، برا – زیل ش ش ش » این نوع تشویق اولین بار در شیلی در بازیهای جام جهانی 1962 به گوش رسید و طرفداران انگلیسی برزیل نیز به تقلید آن پرداختند. ابتدا نام بازیگران بلند گفته می شود كه با انفجار از صدای دست زدن تماشاچیان و به دنبال آن آوای: ایی – یه ادو (ee- ay-adeo) تمامی ورزشگاه را فرا می گرفت . بعد از سه دهه ممكن است این آوازها دستخوش تغییرات شده باشند ولی این فوتبال برزیلی پله بود كه به جهانیان نایان می شد.

پله در یك محله فقیر نشین «ترزكوآكوز» (Tres coracoes) در سال 1940 بدنیا آمد. پدرش كه به دوندینو معروف بود یك فوتبالیست بود ولی به شهرت پسرش دست نیافت. پله از زمانی كه یاد گرفت به توپ ضربه بزند عاشق فوتبال بود ولی مادرش از این علاقه زیاد راضی نبود زیرا شوهرش از مسابقات پول كمی برای خانه می آورد و مادر پله به دنبال راه بهتری برای سرنوشت پسرش بود.

مهارت زودرس پله خیلی زود مورد توجه دی بریتو (debrito) یكی از اعضای تیم ملی برزیل قرار گرفت و او مهارتهای لازم را به پله آموخت در سال 1954 در 14 سالگی به عضویت باشگاه قهرمانان جوانان «باورو» (bauro) در «ساوپولو» درآمد. در 16 سالگی علیرغم جراحت زانو كه می رفت تا مشكلاتی را در زندگی حرفه ای ایجاد كند، پله به «سنتوز» رفت و تا پایان سال 1974 در آنجا ماند. پله و سانتوز با هم افسانه شده بودند در اروپا سفر می كردند و بازیهای دوستانهای را پشت سر می گذاشتند اما در سال 1972 پله دوباره به باشگاه معروف خود بازگشت.

جام جهانی 1958 در سوئد بود كه عرصه را برای نشان دادن نبوغ پله باز كرد. او 17 ساله بود و یك سال پیش برنده اولین جام دوران ورزشی اش شده بود. اما با جراحت به سوئد آورده شد آخرین بازی گروه كه بین برزیل و روسیه در گوتنبرگ انجام شد اجازه بازی پیدا نكرد. برزیل این بازی را 2-0 برد و با پاس گلی كه برای واوا آماده كرد نوید تولد یك قهرمان را داد.

در مرحله 4. 1 نهایی برزیل در مقابل ولز بازی می كرد. برزیل در این بازی 1-0 پیروز شد و پله زننده تك گل بازی بود.

این اولین گل ملی پله در جام جهانی بود و در پایان بازی های فینال پله 6 امتیازی شده بود.

3 حرت عالی او در مقابل فرانسه در بازیهای 2. 1 نهایی با دو گلی كه در بازی فینال به سوئد زد تكمیل شد. یكی از گلهای او توسط كارشناس و نویسنده فوتبال «برایان گرانویل» در كتابش به نام داستان جام جهانی «تلاش نفس بر» نام گرفت:

سخنان نویسنده :] در منطقه پلانتی توپ بلندی را با ران پایش مهار كرد و به سرش رساند و با چرخشی آن را از سوسون گذراند[. پله همه گل ها را ساخته بود و باعث شكست 5-2 سوئد در مقابل دیدگان هموطنان خود و در مهین خودشان شده بود. برزیل برای اولین بار قهرمان جام جهانی شده بود و قهرمان جوان ما می رفت كه در راه شهرت و ترقی بین المللی خود گام بردارد.

در سال 1962 برزیل پادشاه بی شك فوتبال و پله قهرمان بازیكن جهانی بود او تنها 21 سال داشت و به نظر می رسد كه بازیهای فینال شیلی به محبوبیت پله خدشه وارد كند!!!

اولین بازی آنها در برابر مكزیك بود. برزیل این بازی را 2-0 برد و پله با گل درخشان خود كه پس از رد كردن 4 بازیكن خط دفاعی آن را به ثمر رساند دوباره درخشید ولی در بازی بعدی با نتیجه 0-0 در مقابل چك و اسلواكی پله دچار كشیدگی و پارگی عضلات شد و از بازیهای بعدی كناره گرفت. برزیل در این مسابقات برای دومین بار قهرمان شد و در فینال چك اسلواكی را 3-1 شكست داد. ولی اگر سال 1962 برای پله سال خوبی نبود سال 1964 بدتر بود چه برای پله و چه برای تیم كشورش .

سال افتخار و پیروزی تیم انگلیس، سالی كه برزیل كاپ را بعد از 12 سال واگذار كرد و بعد تیم برزیل در اولین مرحله دوره بازیها جام جهانی را ترك گفت. این درست وقتی بود كه پله توسط بازیكنان پرتقال ضربه خورده بود. برزیل در این سال فقط 3 بازی داشت كه هر سه در «ورزشگاه گودیسون پارك باشگاه اورتون» انجام شد. آنها با یك نتیجه قابل قبولی 0-2 بلغارستان را شكست دادند كه یكی از گلها را په از روی یك ضربه آزاد به ثمر رساند. در بازی دوم كه پله مجروح شد تیم برزیل 1-3 مغلوب تیم لهستان شد. پله دربازی تهاجمی با پرتغال حضورداشت ولی به زودی معلوم شد كه هنوز سلا متی كامل خود را باز نیافته است. مربی تیم بعد از شكست باور نكردنی در مقابل لهستان هدف تغییر در وضعیت تیم ایجاد كرده بود كه در این بازی هیچ تفاوتی ایجاد نكرد. علیرغم جراحتهای زیاد به پله با وضع نامناسبی كه داشت از طرف داور انگلیسی، جورج مك كیب، (George Mc cobe) اجازه بازی در زمین داده شد و پرتقال 3 بر 1 برزیل راشكست داد.

پله عهد كرد كه دیگر در هیچ جام جهانی ظاهر نشود ولی در سال 1970 او نظر خود را عوض كرد. اینبار بازی ها در مكزیك سوزان برگزار می شد و برزیل یكی از بهترین و مقاومترین تیم های حاضر بود.

پله كه در آن سالها یك مرد 29 ساله بود، بازیكن كار كشته ای شده بود كه اینبار به همراه بزرگانی چون دی ولینو، توستائو و جیرزینو یك تیم تهاجمی را ساخته بودند. در اولین بازی در برابر چك و اسلواكی به نتیجه 4 بر 1 دست یافتند. گل اول توسط ری ولینودریك ضربه آزاد و دومی توسط پله زده شد و دوتای آخر را جیوزینو به ثمر رساند.

بازی بعد در مقابل انگلستان بود و چه بازی هیجان آوری بود بسیاری از كارشناسان به تیم انگلستان به خاطر پیروزی سال 1966 بسیار با احترام می نگریستند.

آلن مولری (Alan Mullery) به عنوان بازیگر كنترل كننده پله گماشته شده بود تا به نوعی جلوی بازی هنرمندانه اش را بگیرد ولی آیا می توان یك نابغه را كنترل كرد. دو دقیقه دهم، پله نه تنها از او بلكه از خط دفاع تیم انگلیس هم گذشته بود تا توپ را به جیزنیو برساند. این توپ چیزی كمتر از یك گل نداشت و درست در هنگامی كه توپ وارد دروازه لی شد توپ با ضربه دست، گوردون بانلكس مهار شد. پله در مقابل میلیون ها نیز به مقام «وزیر ورزش برزیل» دست یافت و هنوز بعد از گذشت سالها او چنان عظمتی دارد كه هر بار نام تیم برزیل مطرح می شود اولین نامی كه بر لبها جاری می شود« پله » است....یكه و تنها.




نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :


سوم ژوِئن سال 1977 و یا بهتر بگوییم 13 خرداد 1355 در تهران به دنیا آمد. در یک خانواده اصیل با وضعیت مالی و اجتماعی خوب رشد کرد. کم کم به فوتبال علاقه مند شد. او در کنار دو خواهر و یک برادر بزرگ شد. برادر کوچک تر فرهاد را هم خوب می شناسید. فرزاد مجیدی که درست بسان فرهاد از بهمن به استقلال تهران پیوست. فرهاد از کودکی عاشق فوتبال بود. از تیم های پایه کار خود را آغاز کرد. گرچه مادرش به طور کلی مخالف حضور او در میادین فوتبال بود اما پدرش از همه نظر یار و پشتیبان او بود. فرهاد مجیدی این روزها دوباره پیراهن استقلال تهران را بر تن کرده است. پیراهنی که با آن به فرهاد مجیدی تبدیل شد و شاید با آن از دنیای فوتبال خداحافظی کند.

آغاز یک راه طولانی

اولین تیم رسمی و تقریباً مطرح او جوانان کشاورز بود. تیمی که با کمبود امکانات مواجه بود اما با این حال این مساله باعث نشد تا فرهاد مجیدی فوتبال را کنار بگذارد. پس از حضوری تقریبا کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سنی به تیم بهمن پیوست. وضعیت در تیم جوانان بهمن بهتر از کشاورز بود. روزی 3 بار تمرین می کرد. تمرین های سنگین و نفس گیر. برای حضور در مسابقات استانی به تیم صنایع پارچین پیوست و مدت کوتاهی به صورت بازیکن قرضی در این تیم توپ زد. درخشش او در تیم صنایع باعث شد تا مربیان تیم امید بهمن برای جذب دوباره او تلاش کنند. پس از هشت ماه بازی در صنایع پارچین وارد تیم امید بهمن بود. او می دانست که اگر در رده سنی امید موفق ظاهر شود می تواند به تیم بزرگسالان و مطرح بهمن راه پیدا کند. پس وقت تلاش بود! تلاشی برای رسیدن به یک آرزوی دیرینه! او پس از یک دوره کوتاه به آرزویش رسید و پیراهن تیم بزرگسالان بهمن را بر تن کرد. آن روزها بهمن در شرایط خوب و آرمانی قرار داشت. او حالا آرزوهای بزرگتری در سر داشت...

حضور در استقلال!

پس از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به استقلال تهران پیوست. تیمی که همیشه آرزوی پوشیدن پیراهنش را در سر داشت. فرهاد مجیدی می دانست که راه سختی در پیش دارد. راهی که به قله های افتخار ختم می شد. او در استقلال به یک شاه مهره تبدیل شد! شم بالای گلزنی و هوش فوق العاده او باعث شد که به یکی از موفق ترین و محبوب ترین بازیکنان آن زمان استقلال تبدیل شود. به واقع می توان از فرهاد مجیدی به عنوان یکی از ستاره های اواخر دهه هفتاد نام برد. گل که می زد یک دستش را روی سینه می گذاشت و دست دیگر را باز می کرد! حرکت او بعد از هر گل تکرار می شد. مجیدی سالها برای استقلال بازی کرد و در واقع همین مساله باعث شد که حتی امروز محبوبیت خاصی بین هواداران استقلال داشته باشد.

اروپا، مقصد بعدی فرهاد!

درخشش او در بازیهای لیگ ایران و حتی در سطح آسیا با پیراهن استقلال باعث شد تا سران باشگاه راپید وین اتریش که با استقلال روابط حسنه ای داشتند سخت به دنبال جذب فرهاد باشند. فرهاد مجیدی تصمیم خود را گرفت و در زمان حضور فتح الله زاده به اتریش ترانسفر شد. گرچه حضور او در اتریش چندان رویایی و همراه با موفقیت نبود اما فرهاد همیشه از آن به عنوان یک تجربه طلایی یاد می کند. اختلاف در مبلغ قرارداد و همین طور یکی دو مصدومیت سنگین باعث شد تا فرهاد مجیدی فکر ادامه فوتبال در اروپا را از سر خود بیرون کند. رضایت نامه او بعد از یک فصل نا موفق در اتریش صادر شد...

امارات، نقطه آغاز...

شاید فکرش را نمی کرد که در امارات به آن همه موفقیت برسد. اولین تیم او در امارت الوصل بود. پس از مدت کوتاهی با شرایط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم به یک ستاره محبوب در بین شیوخ اماراتی تبدیل شد و پوسترهای او در سرتاسر امارات به چشم می خورد. سبک بازی او با دیگر بازیکنان آنقدر متفاوت بود که بازیهای او خیلی زود به چشم آمد. فرهاد مجیدی از نظر مالی نیز آنقدر تامین بود که جایی را جز امارات ترجیح نمی داد. پس از الوصل به الاهلی امارات پیوست. در آنجا نیز بازیهای خوبی به نمایش گذاشت. اما در سال 2003 به عنوان بازیکن قرضی به تیم العین امارات پیوست تا در جام باشگاههای امارات به میدان برود. او آن سال در بازی نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا و در برابر دالیان درخشید و به یک قهرمان تبدیل شد. گل رویایی او در آن بازی العین را به فینال جام باشگاهای آسیا برد و در آخر او با العین قهرمانی در آسیا را تجربه کرد. او دوباره به الاهلی پیوست. در طول مدت حضور در الاهلی حدود 130 گل برای این تیم به ثمر رساند و در سال 2006 با این تیم قهرمان لیگ امارات شد.

حضور کم فروغ در رده ملی!

او در سال 1375 برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. محمد مایلی کهن مربی وقت تیم ملی به توانایی های فرهاد اعتقاد داشت. فرهاد مجیدی اولین بازی ملی خود را در برابر کویت و در سال 1375 انجام داد. گرچه او همراه تیم ملی به جام جهانی 1998 فرانسه هم رفت اما از او به عنوان یک بازیکن کم فروغ در رده ملی یاد می شود. او در حالی که در اوج بود و در امارات می درخشید خیلی کم به تیم ملی دعوت می شد و زمانی هم که به اردو ها ملحق می شد به دلیل دوری طولانی از تیم ملی نمی توانست به هماهنگی لازم برسد. او در طول دوران بازیگری خود 41 بازی ملی انجام داده است و تنها موفق به ثمر رساندن 10 گل شده است.

بازگشت به استقلال...

مشکلات داخلی او با مدیران النصر امارات و فسخ قراردادش باعث شد تا در بدو ورود دوباره ناصر حجازی به استقلال، صحبت از بازگشت فرهاد مجیدی به میان آید. فرهاد مجیدی پس از کش و قوس های فراوان به استقلال پیوست تا به قولی که در زمان جدایی اش از استقلال داده بود عمل کند. او در حالی به استقلال پیوست که مدیران پرسپولیس نیز به دنبال جذب او بودند. فرهاد مجیدی پس از رفت و آمدهای فراوان بلاخره کارت آی تی سی خود را دریافت کرد تا این روزها به عنوان شاه مهره آبی ها از او یاد شود.

فرهاد مجیدی این روزها در تهران به همراه همسر و دخترش تیام زندگی می کند و می خواهد با درخشش در تیم محبوب و اسبق خود بار دیگر به یک ستاره تبدیل شود. فرهاد مجیدی از این هفته اجازه حضور در ترکیب استقلال را دارد. او آمده است تا خودی نشان دهد. بار دیگر با پیراهن استقلال گلزنی کند و آن حرکات معروف خود پس از گلزنی را اینبار در استادیوم آزادی انجام دهد.





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : زندگی نامه مجیدی،


بعد از آنکه شاهد رفتن برق ورزشگاه آزادی در بین دو نیمه دربی تهران بودیم، حالا خبر می رسد که در لیگ دسته دوم فوتبال کشور یک شاهکار تازه رخ داده است.

ماجرا ازاین قرار است که در جریان دیدار دو تیم سایپا مهر کرج که تیم متمولی هم هست با تیم داتیس لرستان در کرج ،به دلیل برف سنگین و نبودن توپ رنگی مخصوص برف مسوولان در اقدامی عجیب با اسپری توپ بازی را رنگ کردند و جالب اینکه بازیکنان وقتی به توپ ضربه می زدند کفش شان رنگی می شد!






نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :


خبرگزاری فارس: آنهایی که مشت گره کردند دنبال زمین زدن ما هستند/جز خودشان کسی موفق نمی‌شود

  در حالی که پرویز مظلومی پس از شکست برابر پرسپولیس فقط در کنفرانس خبری بعد از دربی شرکت کرد و در دو نشست خبری قبل و بعد از بازی با سایپا به علت آنچه که سرماخوردگی اعلام شد، صحبت نکرد، امروز سایت باشگاه استقلال مصاحبه مفصلی از وی با شیوه نگارشی جدید و به شرح زیر منتشر کرده است:

"مظلومی که این روزها در سکوت کار خود را دنبال می‌کند، طی صحبت‌هایی از انتظاراتش از هواداران استقلال می‌گوید و نیازی وافر که "تیم" این روزها به آنها دارد: انگار استقلال شده یک تیم معمولی. با تمام احترام به تیم‌هایی که هواداران کمی دارند، انگار این روزها ما هم مثل آنها شده‌ایم. در یک بازی که قدر برتری خودمان را ندانستیم، خدا ما را تنبیه کرد، بدشانسی‌ها پشت سرهم آمدند.

مصدومان یکی‌یکی بیشتر می‌شوند و در چنین روزهایی هواداران‌مان را هم کمتر از قبل می‌بینیم. بازیکن، مربی، مدیریت، همه اینها ابزارهای قهرمانی هستند که با تماشاگران تکمیل می‌شود، اما استقلال انگار یکی‌یکی آنها را از دست می‌دهد. اول مصدومیت بازیکنان، حالا غیبت شما! با تقدیر نمی‌شود جنگید، بدشانسی هم واقعیتی است که البته دلایل فنی هم در پیدایی آن دخالت دارد، اما تماشاگران، به عنوان نیمی از عوامل قدرت و پیروزی کجایند؟

ما می‌توانیم با کنار هم بودن هر اتفاق بزرگی را رقم بزنیم. چرا تشویق و حمایت از بچه‌های مسئولیت‌پذیر و جایگزین‌هایی که حتی بعضا بهتر از ستاره‌ها کار می‌کنند را از خودمان و از تیم‌مان دریغ می‌کنیم؟ من گله دارم،‌ ناراحتم... سرم پایین است و سعی می‌کنم سکوت کنم. از زمین و زمان می‌کشم، اما دلم نمی‌خواهد، یعنی دوست ندارم که از هوادار – این علت وجودی همه ما- نیز بکشم. از نیامدن هوادار به ورزشگاه دلم می‌گیرد. اگر شما بودید، هیچ‌کدام این امتیازها از دست نمی‌رفت.

جمعه و مصاف با ذوب‌آهن برای ما حکم یک بازی فینال را دارد. آیا این درست است که استقلال با سر و پز و قیافه یک تیم معمولی کم‌طرفدار به زمین برود؟ اصلا من و بازیکنان به کنار، استقلال مگر از آن هوادارانش نیست، پس این هواداران، این مالکان اصلی استقلال کجایند؟ تعصب به استقلال که فقط در مستطیل سبز نیست، تعصب روی سکو باید عامل انگیزه و "آمر" حرکت به سوی پیروزی باشد.

در بازی دیروزمان مقابل سایپا، اگر توانستیم مساوی کنیم به خاطر غیرت سکوها بود که تا دقیقه 90 حمایت‌مان کردند. دو هزار نفر که به اندازه 20هزار نفر تولید انرژی کردند، من دست تک‌تک آنهایی که دیروز به آزادی آمدند و 90 دقیقه تیم خود را به جلو هل دادند می‌بوسم، اما بقیه طرفداران استقلال، آن 68هزار نفر دیگر کجا هستند؟ اینطوری نه باید توقعی در کار باشد و نه اعتراضی.

استقلال اگر نتیجه می‌گیرد، چون مجموعه مدیریتی و تیمی و هوادارانش با هم هستند، نتیجه می‌گیرد، اما این روزها هواداران و تیفوسی‌های استقلال کجا هستند؟ ما از آنها غیرت می‌خواهیم برای موفقیت، برای نهیب زدن به ما. من مقابل همه آنهایی که در این روزهای سرد به ورزشگاه می‌آیند تعظیم می‌کنم، اما قرار نیست هوادار پشت ما را خالی کند، چون اینجوری دیگر چیزی باقی نمی‌ماند. هر هوادار برای ما حکم منبع یک انرژی مثبت است. از آنها می‌خواهم به ورزشگاه بیایند تا با هم پیروز شویم. ما جام می‌خواهیم و برای این کار به تک‌تک تیم 70هزار نفری خود نیاز داریم. اگر پشت گرمی هوادار نباشد، عامل تعصب را چطور نشان دهیم؟

در بازی روز جمعه‌مان امیدوارم هیچ استقلالی حتی اگر هوا یخبندان است در خانه ننشیند. بوق و پرچم‌هایتان را بردارید و به ورزشگاه بیایید. الان که تیم دوران بدشانسی‌اش را طی می‌کند به شما احتیاج داریم، نه آن وقت که همه‌چیز آرام است و هیچ مشکلی نیست. بیایید برای قهرمانی، بیایید برای جام‌.

مظلومی در ادامه صحبت‌هایش واضح‌تر صحبت می‌کند و می‌گوید: بعضی هواداران انگار حواس‌شان نیست که ما در چند جبهه داریم می‌جنگیم. یک جبهه زمین چمن است که ما با همه وجود در آن می‌جنگیم و جبهه دیگر نامرئی است! جبهه کسانی که به ظاهر استقلالی هستند اما برای استقلال جوسازی می‌کنند در مورد داوری و هواداران. آنها می‌خواهند با این کار خودشان بالا بیایند و ما را به پایین بکشانند. این مسائل در مکتب استقلال نیست. ما رقیب هستیم و به همه رقبای‌مان هم احترام می‌گذاریم و نمی‌خواهیم آنها زمین بخورند. من به مسائل داوری همواره احترام گذاشته‌ام و هیچ‌‌وقت در مورد آن حرفی نزده‌ام.

هوادار واقعی استقلال منظور من را خوب می‌فهمد. آنهایی که علیه استقلال مشت گره کردند و هواداران هرگز فراموش‌شان نمی‌کنند، حالا دوباره مشت گره کرده‌اند برای به زمین زدن استقلال. ما به تنهایی حریف این مسائل نمی‌شویم، چون من مثل دیگران بازی پشت‌پرده را بلد نیستم، اما حاضرم قسم بخورم که اگر هوادار باشد از پس همه اینها برمی‌آییم، فقط باید یک تیم چند ده‌هزار نفری باشیم نه یکه و تنها وسط ماجرا.

آنهایی که استقلال را فقط برای خودشان می‌خواهند شروع کرده‌اند به جوسازی. از استقلالی‌های واقعی که استقلال را فقط به خاطر خودش دوست دارند، می‌خواهم وارد صحنه شوند و در خانه ننشینند. آنها باید کنار ما باشند، پرویز مظلومی یک روز می‌آید و یک روز می‌رود، اما مهم افتخاری است که استقلال همیشه باید به دست بیاورد. پس برای این افتخار باید به تیم کمک کنیم. توکل ما به خدا و امیدمان به هواداران است. ما سرباز استقلالیم و هوادار فرمانده ما، اما باید در یک جبهه کنار هم بجنگیم.

وی اضافه کرد: به زودی واقعیت‌ها را خواهم گفت که چه دست‌هایی پشت‌پرده هستند و چرا هیچ مربی در استقلال موفق نمی‌شود جز عده‌ای خاص؛ ناصر حجازی، کریمی و حتی کخ و... اینها موفق نمی‌شوند جز عده‌ای خاص، اما این بار کوتاه نمی‌آییم و از استقلالی‌های واقعی می‌خواهم کنار ما باشند تا با هم گام برداریم.

مظلومی تاکید کرد: به برخی از دوستان متذکر می‌شوم که هواداران واقعی استقلال از پیروزی مقابل تراکتورسازی خیلی خوشحال شدند و در پوست خود نمی‌گنجیدند.

مظلومی در پایان گفت: از آقای فتح‌الله‌زاده بی‌نهایت سپاسگزارم که خیلی هوشمندانه فشار را از روی دوش من برداشتند، اما باز هم به حمایت ایشان نیاز دارم. دکتر لطف کرده‌ که گفته‌ کارنامه من نیاز به حمایت ندارد، من همیشه به حمایت و پشتیبانی‌شان نیاز دارم و هنوز به ایده‌آل‌های آقای فتح‌الله‌زاده و هواداران استقلال نرسیده‌ام، ان‌شاء‌ا... با حمایت‌های بی‌دریغ دکتر به این مهم خواهیم رسید و مقام‌های مدنظرشان را به دست خواهیم آورد."





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :



به نقل از سایت گل، استقلال ایران که امروز (شنبه) با برتری مقابل الاتفاق عربستان سعودی به گروه نخست لیگ قهرمانان آسیا صعود کرد با تیم های الریان قطر، نسف کارسی ازبکستان و الجزیره امارات هم گروه است.
آبی‌پوشان 16 اسفند ماه در نخستین دیدار مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا در قطر به مصاف الریان می روند و اول فروردین 1391 در ورزشگاه آزادی تهران میزبان نسف کارسی ازبکستان خواهند بود. تیم فوتبال استقلال ایران 15 فروردین 1391 نیز میزبان تیم الجزیره امارات است و 30 فروردین 1391 در امارات به میهمانی تیم الجزیره خواهد رفت.
نماینده فوتبال ایران همچنین 15 اردیبهشت 1391 در ورزشگاه آزادی تهران پذیرای تیم الریان قطر است و 30 اردیبهشت 1391 نیز در آخرین دیدار خود در گروه نخست لیگ قهرمانان آسیا در ازبکستان به مصاف تیم نسف کارسی می رود.






نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : برنامه بازی های استقلال در اسیا،


 

 

 

 

 

 

 






نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : رحمتی، استقلال، اس اس، علی،


او پس از جدایی ناگهانی از استقلال مصاحبه‌ای انجام نداد و این روزها فارغ از هرگونه حاشیه به بازی در لیگ حرفه‌ای ستارگان قطر فکر می‌کند. مجیدی که یکی از پایه‌ها و ارکان اصلی استقلال در این چند ساله بوده و نقشی غیر قابل انکار در موفقیت‌های این تیم داشته تصمیم گرفت از استقلال جدا شود و سال‌های آخر فوتبالش را در کشورهای عربی به پایان برساند، اتفاقی که شاید در آینده درباره آن صحبت کند. فرهاد مجیدی در گفت‌وگویی به سؤالات ما پاسخ داد.
 
به گزارش خبرآنلاین:* حدود دو ماه است که به الغرافه رفته‌ای. لیگ قطر را چگونه ارزیابی می‌کنی؟
لیگ قطر یکی از حرفه‌ای‌ترین لیگ‌های آسیایی به شمار می‌آید. بازیکنان بزرگی در باشگاه‌های آن بازی می‌کنند. مثلاً در تیم لخویا که اکنون صدرنشین بازی‌ها هستند اصلاً بازیکن قطری وجود ندارد و همه بازیکنان خارجی یا بازیکنان آفریقایی و آمریکایی هستند که گذرنامه قطری دریافت کرده‌اند.
 
* بالاخره پس از 6 بازی این هفته دو گل زدی.
من در این 6 هفته بازی‌های خوبی انجام دادم اما با بدشانسی موقعیت‌هایم به گل تبدیل نمی‌شد. حتی 3بار هم توپ‌هایم به تیر دروازه برخورد کرد اما این بازی توانستم 2گل به ثمر برسانم که از این بابت خوشحالم. امیدوارم در آینده به تعداد گل‌های زده‌ام اضافه کنم.
 
* این هفته استقلال برای ورود به مسابقات آسیایی بازی با الاتفاق عربستان را پیش‌رو دارد. این بازی را چگونه ارزیابی می‌کنی؟
خیلی دوست داشتم که استقلال را در لیگ قهرمانان آسیا همراهی کنم و با این تیم سومین قهرمانی و برای خودم دومین قهرمانی آسیا را تجربه کنم اما قسمت نبود. استقلال در نبود بازیکنان خوبی چون جباری، میداودی و تیموریان توانست بازی بسیار خوبی را به نمایش بگذارد و تیم قوی ذوب‌آهن را شکست دهد. برای بازی با الاتفاق هم مطمئن هستم استقلال با درایت کادر فنی و تلاش بازیکنان و حضور هواداران در استادیوم و حمایت آنها به یک پیروزی بزرگ دست پیدا می‌کند.
 
* جدایی‌ات از استقلال حرف و حدیث‌های بسیاری داشت، خودت توضیح می‌دهی؟
من فعلاً بنا به احترام هواداران، کادرفنی و بازیکنان تیم، تصمیم به صحبت و مصاحبه ندارم اما پس از بازی فینال و قهرمانی استقلال در جام‌حذفی دلایل جدایی‌ام را با هواداران درمیان خواهم گذاشت و شرایط به‌وجود آمده برای جدایی از استقلال را که برخلاف میل باطنی‌ام رقم خورد بازگو خواهم کرد. حتی من می‌خواستم قبل از بازی با پرسپولیس در جام‌حذفی از تیم محبوبم جدا شوم اما به احترام هواداران، پس از این بازی تصمیم به جدایی گرفتم. هواداران همین‌قدر بدانند که من مجبور شدم از این تیم بروم.
 
* پرویز مظلومی در مصاحبه اخیر خود از دستان پشت پرده برای نتیجه نگرفتن استقلال سخن گفته؛ چه نظری داری؟
من در گذشته به این‌گونه موضوعات و آلودگی‌های فوتبال اشاره کرده بودم. با صحبت‌های آقای مظلومی موافقم و در درددلی که پس از بازی فینال جام‌حذفی با هواداران خواهم داشت مفصل به همه‌چیز اشاره خواهم کرد.
 
* پس ما قول یک مصاحبه داغ با فرهاد مجیدی را به خوانندگان بدهیم؟
بله، همه‌چیز بعد از فینال جام‌حذفی.






نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها : فرهاد مجیدی، استقلال، گفت و گو، اس اس،


 1-علی مكه طلا مبارزه
 2-امیرحسین احمد زاده طلا ‍//
 3-امین ناصری نقره //
 4-امیر حسین پارسه نقره //
 5-امیرحسین احمد زاده نقره كاتا
 6-محمد كاظمی نقره كاتا
7-پیام بیرانوند برنز مبارزه
 8-رضا طولابی برنز //
 9-محمد زینی وند برنز //
 10-محمد زینی وند برنز //
 11-محمد نظری برنز //
مجموع2طلا 4 نقره 5 برنز در هر دو رده




نوع مطلب : كاراته، 
برچسب ها : كاراته،


هی‌یان شودان
هی‌یان نی‌دان
هی‌یان سان‌دان
هی‌یان یون‌دان
هی‌یان گودان
نای‌فانچی
باسای دای
سی‌انچین
کوشوکو دای
کوشوکو شو
شیهو کوشوکو
چین‌تو
سانچین
تن‌شو
سی‌پای
سوچین
نی‌پای‌پو
جی‌ته
جیون
گوجوشیهو
جوروکو
ماتسومورا ها روهای
سی‌سان
شی‌سوچین
سوپه‌رین‌پی
ماتسوکاذه
جی‌این
کورورونفا
سایفا
شین‌پا



نوع مطلب : كاراته، 
برچسب ها : دانلود كاتا، دانلود كاتا شیتوریو، دانلود كاتا كیو كوشین، كاراته، كاتا، اسامی كاتا شیتوریو،





تاریخچه 44 ساله شهرآورد پایتخت

تیم های فوتبال استقلال و پرسپولیس تهران روز پنجشنبه هفته جاری، بیست و ششمین جدال تاریخ خود را در فصل زمستان برگزار می کنند.


     دو تیم سرخ آبی پایتخت تاکنون 25 بار در فصل زمستان به مصاف هم رفته اند که حاصل این دیدارها، 7 برتری برای استقلال، 4 پیروزی برای پرسپولیس و 14 بازی نیز با نتیجه تساوی خاتمه یافته است.

این دو تیم همچنین هفت بار در بهمن ماه به دیدار هم رفته اند که تیم استقلال یک بار، پرسپولیس دو بار و چهار دیدار نیز با نتیجه تساوی به پایان رسیده است.

نخستین دیدار دو تیم در بهمن ماه، سال 1348 برگزار شد اما این دیدار به دلیل اعتراض بازیکنان پرسپولیس نیمه تمام ماند که با رای فدراسیون فوتبال، تیم استقلال با نتیجه سه بر صفر برنده شد.

دومین دیدار سرخ آبی پایتخت در بهمن‌ماه، سال 1350 برگزار شد که پرسپولیس با درخشش حسین کلانی با نتیجه چهار بر یک رقیب سنتی خود را شکست داد.

بر اساس این گزارش، چهار بازی بعدی دو تیم در بهمن ماه با نتیجه تساوی خاتمه یافت اما پرسپولیس در آخرین دیدار دو تیم در بهمن ماه که در سال 1368 برگزار شد، سرخ پوشان با نتیجه دو بر یک استقلال را شکست دادند.

اما درمجموع 73 دیدار گذشته، 24 پیروزی برای استقلال، 18 برد برای پرسپولیس و 31 بازی دو تیم نیز به تساوی انجامیده است.

نتایج کامل دیدارهای گذشته دو تیم در ذیل آمده است:

1 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 16 فروردین سال 1347

2 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 20 دی سال 1347

3 - پرسپولیس 1 استقلال 3 ، 31 مرداد سال 1348

گل های تیم استقلال : احمد منشی زاده دقیقه 8 ، علی جباری 44 ، کارو حق وردیان،دقیقه 88

گل تیم پرسپولیس : ناظم گنجاپور دقیقه 72

4 - پرسپولیس صفر استقلال 1 (صفر بر 3)، 17 بهمن 1348

گل تیم استقلال: غلامحسین مظلومی،دقیقه 9

این بازی تا دقیقه 82 ادامه یافت، اما در این لحظه تیم پرسپولیس میدان را به دلیل اعتراض به نحوه قضاوت ترک کرد و فدراسیون فوتبال نتیجه را 3 بر صفر به سود استقلال اعلام کرد.

5 - پرسپولیس 2 استقلال 3، 3 مهر 1349

گل های تیم استقلال : جواد قراب،دقیقه 73، کارو حق وردیان،دقیقه 87، عباس مژدهی،دقیقه 88

گل های تیم پرسپولیس : علی پروین،دقیقه 7 ، حسین کلانی،دقیقه 23

6 - پرسپولیس 1 استقلال 1 (صفربر3)، 27 دی 1349

گل استقلال : عباس مژدهی،دقیقه 75

گل پرسپولیس : حسین کلانی،دقیقه 2

این بازی تا دقیقه 75 یک بر یک مساوی بود که پرسپولیس به دلیل اعتراض به قضاوت داور، زمین را ترک کرد و طبق رای صادره از سوی فدراسیون فوتبال تیم استقلال 3 برصفر برنده شد.

7 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 28 خرداد 1350

گل تیم استقلال : غلامحسین مظلومی،دقیقه 30

گل تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک،دقیقه 90

8 - پرسپولیس 4 استقلال 1، 15 بهمن 1350

گل تیم استقلال : علی جباری،دقیقه 75

گل های تیم پرسپولیس : حسین کلانی،دقایق 43 و 90 ، صفر ایرانپاک،دقیقه 56 ، محمود خوردبین،دقیقه 75

9 - پرسپولیس 2 استقلال صفر، 3 فروردین 1351

گل های تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک،دقیقه 50 ، حسین کلانی،دقیقه 89

10 - پرسپولیس صفر استقلال 2، 11 اسفند 1351

گل های تیم استقلال : علی جباری،دقایق 40 و87

11 - پرسپولیس صفر استقلال 1، 25 خرداد 1352

گل تیم استقلال: رضا عادلخانی،دقیقه 3

12 - پرسپولیس 6 استقلال صفر، 16 شهریور 1352

گل های تیم پرسپولیس : همایون بهزادی،دقایق 90،86،50، ایرج سلیمانی،دقایق 45 و 56، حسین کلانی،دقیقه 32

13 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 18 آذر 1352

گل تیم استقلال : علی جباری،دقیقه 70

گل تیم پرسپولیس : همایون بهزادی،دقیقه 46

14 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 4 خرداد 1353

گل تیم استقلال : حسن روشن 88

15 - پرسپولیس 2 استقلال 1 ، 27 آذر 1353

گل تیم استقلال : غلامحسین مظلومی،دقیقه 60

گل های تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک،دقیقه 50 و اسماعیل حاج رحیمی پور،دقیقه 65

16 - پرسپولیس 1 استقلال 3، 15 اردیبهشت 1354

گل های تیم استقلال : غلامحسین مظلومی،دقایق 11 و 62 ، مسعود مژدهی،دقیقه 47

گل تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک،دقیقه 53

17 - پرسپولیس 2 استقلال صفر، 25 مهر 1354

گل های تیم پرسپولیس : جهانگیر فتاحی،دقیقه 22 ، اسماعیل حاج رحیمی پور،دقیقه 38

18 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 27 اسفند 1354

گل تیم استقلال : مسعود مژدهی،دقیقه 20

گل تیم پرسپولیس : محمود خوردبین،دقیقه 85

19 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 2 مهر 1355

گل تیم استقلال : هادی نراقی،دقیقه 26

گل تیم پرسپولیس : علی پروین 40

20 - پرسپولیس صفر استقلال 3، 18 اردیبهشت 1356

گل های تیم استقلال : محرم عاشوری،دقیقه 45، حسن روشن،دقیقه 83، سعید مراغه چیان،دقیقه 88

21 - پرسپولیس 2 استقلال 1، 18 آذر 1356

گل تیم استقلال : حسن روشن،دقیقه 85

گل های تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک 15 و 34

22 - پرسپولیس صفر استقلال 1، 25 آبان 1358

گل تیم استقلال : غلامرضا فتح آبادی،دقیقه 42

این بازی در دقیقه 75 به دلیل هجوم تماشاگران به داخل زمین نیمه تمام ماند(این دیدار دوستانه به مناسبت بزرگداشت مرحوم علی دانایی فر برگزار شد)

23 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 13 تیر 1359

24 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 16 مهر 1360

25 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 17 دی 1361

گل تیم پرسپولیس : غلامرضا فتح آبادی،دقیقه 10

گل تیم استقلال : بهتاش فریبا،دقیقه 87

26 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 15 مهر 1362.

گل تیم استقلال: پرویز مظلومی،دقیقه 59

27 - پرسپولیس 3 استقلال صفر، 25 خرداد 1365

گل های تیم پرسپولیس : شاهرخ بیانی 12 - پنالتی و 52، ناصر محمدخانی 60

28 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 7 فروردین 1366

29 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 18 شهریور 1367

گل تیم استقلال : جعفر مختاری فر،دقیقه 60

گل تیم پرسپولیس : فرشاد پیوس،دقیقه 46

30 - پرسپولیس 4 استقلال 2 (وقت معمولی صفربرصفر) ، 19 اسفند 1367

گل های تیم استقلال ( پنالتی ): جعفرمختاری فر ، رضاحسن زاده

گل های تیم پرسپولیس ( پنالتی ) : مجتبی محرمی ، رحیم یوسفی ، محسن آشوری ، مرتضی کرمانی مقدم

این دیدار از سری مسابقات فوتبال جام حذفی باشگاه های کشور برگزار شد.

31 - پرسپولیس 1 استقلال صفر، 17 آذر 1368

گل تیم پرسپولیس : رضا عابدیان،دقیقه 18

32 - پرسپولیس 1 استقلال 2، 4 خرداد 1369

گل های تیم استقلال : عباس سرخاب،دقیقه 46 ، صمد مرفاوی،دقیقه 72

گل تیم پرسپولیس : نادر میراحمدیان،دقیقه 12

33 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 28 دی 1369

گل تیم استقلال : شاهرخ بیانی،دقیقه 62 - پنالتی

گل تیم پرسپولیس : فرشاد پیوس،دقیقه 75

34 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 4 بهمن 1370

35 - پرسپولیس صفر استقلال 2 ، 15 اسفند 1370

گل های تیم استقلال : صمد مرفاوی،دقیقه 8 ، صادق ورمزیار،دقیقه 15

36 - پرسپولیس صفر استقلال 1، 8 خرداد 1371

گل تیم استقلال : صمد مرفاوی،دقیقه 48

37 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 11 دی 1371

38 - پرسپولیس 2 استقلال 2 (صفربر3)،30 دی 1373

گل های تیم استقلال : صادق ورمزیار،دقیقه 79 - پنالتی ، ادموند اختر،دقیقه 87

گل های تیم پرسپولیس : فرشاد پیوس،دقیقه 51 - پنالتی ، بهزاد داداش زاده،دقیقه 56 این بازی تا دقیقه 88 دو بر دو مساوی بود ، اما به لیل درگیـــری بازیکنان دوتیم و هجوم تماشاگران به داخل زمین نیمه تمام ماند و درنهایت با رای فدراسیون تیم استقلال 3 برصفر برنده شد.

39 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 7 بهمن 1373

40 - پرسپولیس 1 استقلال 3، 6 مرداد 1374

گل های تیم استقلال : ادموند اختر،دقیقه7 ، صادق ورمزیار،دقیقه 16 - پنالتی ، محمد تقوی،دقیقه 36

گل تیم پرسپولیس : مرتضی کرمانی مقدم،دقیقه 49

41 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 8 دی 1374

42- پرسپولیس 1 استقلال صفر، 27 مهر 1375

گل تیم پرسپولیس : ادموند بزیک،دقیقه 87

43 - پرسپولیس 3 استقلال صفر، 20 تیر 1376

گل های تیم پرسپولیس : ادموند بزیک،دقیقه 30 ، مهدی مهدوی کیا،دقیقه 71 ، بهنام طاهر زاده،دقیقه 87

44 - پرسپولیس 1 استقلال صفر، 22 آبان 1377

گل تیم پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب،دقیقه 45

45 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 20 فروردین 1378

گل پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب،دقیقه 3

گل استقلال : فرد ملکیان،دقیقه 43

46 - پرسپولیس 2 استقلال 1، 20 تیر 1378

گل تیم استقلال : سهراب بختیاری زاده 50

گل های تیم پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب 12 - پنالتی ،افشین پیروانی 85

47 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 2 مهر 1378

48 - پرسپولیس 2 استقلال صفر، 8 اسفند 1378

گل های تیم پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب،دقیقه 7 ، پایان رافت،دقیقه 80

49 - پرسپولیس 2 استقلال 2، 9 دی 1379

گل های استقلال : محمد نوازی،دقیقه 67 ، مهدی هاشمی نسب،دقیقه 86

گل های تیم پرسپولیس : بهروز رهبری فرد،دقیقه 57 - پنالتی ، علی کریمی،دقیقه 89

50 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 5 اسفند 1379

گل استقلال : علیرضا اکبرپور دقیقه 72

51 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 28 اسفند 1380

گل پرسپولیس : رضا جباری دقیقه 25

گل استقلال : محمد نوازی دقیقه 38 - پنالتی

52 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 19 اردیبهشت 1381

53 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 20 دی ماه 1381

گل استقلال : علی سامره دقیقه 1

گل پرسپولیس : علی انصاریان دقیقه 70 - پنالتی

54 - پرسپولیس 2 استقلال 1، 23 خردادماه 1382

گل های تیم پرسپولیس : یحیی گل محمدی،دقیقه 11 و بهنام ابوالقاسم پور،دقیقه 50

گل تیم استقلال : علیرضا اکبرپور،دقیقه 63

55 - پرسپولیس 1 استقلال 2، 25 مهرماه 1382

گل پرسپولیس : عیسی ترائوره،دقیقه 70

گل های تیم استقلال : علی سامره 8 و محمود فکری 57

56 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 13 بهمن ماه 1382

گل تیم پرسپولیس : حامد کاویانپور،دقیقه 20

گل تیم استقلال : داود سید عباسی،دقیقه 3

57 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، اول آبان ماه 1383

58 - پرسپولیس 2 استقلال 3 ، 7 اسفند ماه 1383

گل های پرسپولیس : شیث رضایی،دقیقه 74 و سهراب انتظاری،دقیقه 77

گل های استقلال تهران :رضا عنایتی،دقیقه 68،محمود فکری،دقیقه 83 و پیروز قربانی،دقیقه 2+90

59 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 13 آبان ماه 1384

گل استقلال : رضا عنایتی 56

60- استقلال صفر پرسپولیس صفر، 19 اسفندماه 1384

61 - پرسپولیس 2 استقلال 1 ، 12 آبان ماه 1385

گلهای پرسپولیس : مهرزاد معدنچی،دقیقه 23 ، مهرداد اولادی،دقیقه 71

گل استقلال : امیرحسین صادقی،دقیقه 17

62 - استقلال 1 پرسپولیس 1، 10 فروردین ماه 1386

گل استقلال : علی علیزاده،دقیقه 43

گل پرسپولیس : علیرضا نیکبخت واحدی،دقیقه 13

63 - استقلال 1 پرسپولیس 1 ، 22 مهرماه 1386

گل استقلال : امید روانخواه،دقیقه 57

گل پرسپولیس : محسن خلیلی،دقیقه 83

64 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 15 فروردین ماه 1387

گل پرسپولیس : محسن خلیلی،دقیقه 26

گل استقلال : امید روانخواه،دقیقه 4

65 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 15 مهرماه 1387

گل پرسپولیس: علی کریمی،دقیقه 87

گل استقلال : آرش برهانی،دقیقه 46

66- استقلال 1 پرسپولیس 1 ، 26 بهمن ماه 1387

گل استقلال : مجتبی جباری،دقیقه 67

گل پرسپولیس : مازیار زارع،دقیقه 4+90

67- پرسپولیس 1 استقلال تهران 1، 11مهر ماه 1388

گل پرسپولیس :‌ عادل کلاه کج،دقیقه 51

گل استقلال :‌ فرهاد مجیدی 56

68-پرسپولیس 2 استقلال تهران 1، 14بهمن1388

گل پرسپولیس :‌ هادی نوروزی،دقیقه 37 و کریم باقری،دقیقه 87

گل استقلال : ‌فرهاد مجیدی،دقیقه 16

69- استقلال 1 پرسپولیس صفر ، 23 مهر 1389

گل استقلال : فرهاد مجیدی 1+90

70- پرسپولیس صفر استقلال 1، 10 فروردین 1390

گل استقلال : آرش برهانی،دقیقه 43

71 – استقلال 2 پرسپولیس صفر، 25 شهریور 1390

گل های استقلال : فرهاد مجیدی،دقیقه 15 و مجتبی جباری،دقیقه 82

72 – پرسپولیس 2 استقلال 2 ، 16 آبان 1390 (جام ولایت)

گل های پرسپولیس : هادی نوروزی،دقیقه 7 از روی نقطه پنالتی و دقیقه 47

گل های استقلال : آرش برهانی،دقیقه 33 و حنیف عمراه زاده،دقیقه 71

73- استقلال 3 پرسپولیس صفر ، 18 آذر 1390 (جام حذفی)

گل های استقلال : مجتبی جباری 95 و 99 و اسماعیل شریفات دقیقه 107





نوع مطلب :
برچسب ها :


              

 

 

 





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :



به بهانه حضورتیم های استقلال و پیروزی دررقابتهای آسیایی، طی مقاله ای به مرور تاریخچه فوتبال ایرانی از سال 1908 میلادی تا به امروزخواهیم پرداخت. تاریخ شروع فوتبال در ایران ، به حدود یک قرن پیش باز می گردد یعنی زمانیکه یک گروه انگلیسی برای اکتشاف نفت در جنوب ایران عازم کشورمان شد. پس از حفر اولین چاه نفت در" مسجد سلیمان" به سال  1908، فوتبال به شکل جدی در این شهر دنبال گردید.

چندی بعد همین اتفاق در" بوشهر" افتاد. شهروندان انگلیسی در اوقات فراغت با هیجان رودروی تیم های محلی کشورمان می ایستادند والبته این رقابت ها بیشترحالت تفریحی داشت. فوتبال به تدریج درشهرهای دیگرایران ازجمله بندرانزلی و بندرعباس در یک زمان حساس و تعیین کننده مطرح شد. قبل از شروع جنگ جهانی اول(1914) فوتبال در مدرسه آلمانی ها بازی می شد ، اما بعد از خاتمه جنگ، کالج آمریکایی ها در تهران پیگیراین ورزش شد. همچنین مسابقاتی بین اعضای سفارتخانه های اروپایی درایران پایه ریزی و دنبال گردید. گسترش منظم فوتبال درادامه ، مرزهای شهرهایی چون آبادان و مشهد را نیز در نوردید و جوانان بیشتری را به سوی این رشته ورزشی جلب کرد.

 

اولین تیم فوتبال

در پایان دوره قاجاریه(1919) برای قدردانی از کوشش های برادران سردارخان که تحصیل کرده بلژیک بودند و درامر بسط و گسترش فوتبال نقش داشتند، یک تیم تشکیل شد. بازیکنان معروف آن تیم" برادران مفتاح"،" اکبر توفان"،" پان اسدالله"، "رضا والی کلانتری"، "هراند گالوستیان" و" گالیک هاراتونیان" بودند.

 

نخستین رقابت های داخلی

"ابوالفضل صدری" رئیس سازمان وقت ورزش، تشکیل تیم های آزاد در تهران را تشویق و ترغیب کرد و حتی برای برندگان رقابت های داخلی جوایزی تعیین نمود. تیمی به نام تهران که اعضای آن از بازیکنان رشته های ورزشی مختلف جمع آوری شده بودند، موفق به فتح نخستین دوره رقابت های داخلی فوتبال شد، با بازیکنانی چون" برادران سردارخان"، "اکبر توفان "، "حیدری"،"  کریم زند" و" مفتاح".

چندی بعد" حسین صدیقانی" که برای ادامه تحصیلات عالیه به ترکیه رفته بود، به تیم فنر باغچه این کشور وسپس" راپیدوین اتریش" ملحق شد. او پس از بازگشت به ایران، موسس یک تیم در شهر مقدس مشهد شد . صدیقانی از جمله اولین کسانی بود که دراروپا با فوتبال مدرن و نوین آشنا شده بود. حضور او در فوتبال ایران مصادف شد با انتقال تجربه و دانش روز فوتبال جهان به جوانان علاقمندی که تشنه یادگیری صحیح این رشته ورزشی بودند.

 

اولین دیدار برون مرزی

تیم منتخب اتحادیه کارگران تحت عنوان تیم تهران اولین سفر برون مرزی که جنبه غیر رسمی داشت را به" بادکوبه" انجام داد. البته حاصل 3 بازی فوتبالیست های آن موقع کشورمان، 3 شکست پیاپی با نتایج 4 بر یک ، 3 بر صفرو 2 بر صفر بود.

درسپتامبر1941، تیم ملی فوتبال ایران اولین بازی رسمی خود را در برابر افغانستان و در کابل برگزار کرد، مسابقه ای که به تساوی بدون گل انجامید. اساس تشکیل نخستین تیم ملی رسمی کشورمان به سال 1940 باز می گردد. بین سالهای تشکیل نخستین تیم ملی رسمی کشورمان به سال 1941و 1963 ، ملی پوشان کشورمان فقط در سال 1951( بازی های آسیایی دهلی نو) به مرحله فینال دور نخست رقابت ها راه یافتند و این تنها موفقیت تیم ملی در طول این سالها محسوب می شد.

ازسال 1960 اولین دوره مسابقات باشگاهی ایران شکل گرفت و در طی سالهای 1962 تا 1970، تدریجاً فوتبال ایران قوی تر شد و در صحنه های بین المللی چهره موفق تری از خود نشان داد. حضور در مرحله یک چهارم نهایی المپیک توکیو(1964)، قهرمانی در بازی های آسیایی( 1968) فتح جام باشگاه های آسیا توسط استقلال تهران(1970) از جمله مواردی بود که رشد توانایی های فوتبال ایرانی را تایید می کرد.

دومین دوره مسابقات لیگ سراسری کشورمان در سال 1968 شروع و 11 سال ادامه داشت( تا سال 1978) .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 و تغییراتی که در ساختار اجرایی و اموراداری فدراسیون فوتبال رخ داد، برای مدتی رقابت های باشگاهی سراسری به تعویق افتاد. این امر تا شروع لیگ قدس که در آن تیم های منتخب استان های کشور حضور داشتند، ادامه یافت. از سال 1989 دوباره بازی های باشگاهی و این بار تحت عنوان لیگ آزادگان راه اندازی شد و این برای کشوری که هشت سال (1980 تا 1988) درگیر جنگ با عراق بود یک افتخار بزرگ به حساب می آمد.





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :


وحید شمسایی

بخش ورزشی - اگر فوتبال ایران در جهان با نام علی دایی شناخته می‌شود، بی‌تردید فوتسال دنیا ایران را با نام وحید شمسایی می‌شناسد. او را سلطان فوتسال آسیا هم می‌دانند. او به غیر از قهرمانی در جام جهانی به همه عنوان‌ها دست یافته و دیگر برای همه عادت شده كه او پس از پایان یك تورنمنت همه عناوین را درو كند.

شمسایی نه تنها در رده ملی بلكه در رده باشگاهی هم به افتخارات زیادی رسیده است. بهترین گلزن فوتسال جهان از ده دوره رقابتهای لیگ برتر در هفت دوره به قهرمانی رسیده. با این حال چند روز پیش خبر رسید كه باشگاه فولاد ماهان كاپیتانش را به خاطر شكست‌های اخیر با جریمه روبه‌رو كرده است. كاهش 40 درصدی مبلغ قرارداد شمسایی و محروم از حضور در 4 بازی جریمه‌ای است كه فولاد ماهان برای شمسایی در نظر گرفته. همین مساله و آینده فوتسال ایران بهانه گفت‌وگوی تبیان با شمسایی بود:

*خبر عجیبی بود. همیشه مسوولان باشگاه از شما تعریف می‌كردند. چه شد كه یك باره چنین تصمیمی گرفتند؟

واقعا من خودم هم هنوز نمی‌دانم كه دلیل‌شان چه بوده اما به خاطر احترامی كه برای بهروز ریخته‌گران قائلم چیزی در این‌باره نمیگویم وسكوت می‌كنم.

*اما باشگاه اعلام كرده كه برای فصل بعد قرارداد شما را تمدید نمی‌كنند. فكر می‌كردید داستان شما و ماهان این جوری به پایان برسد؟

من روز اولی كه به اصفهان آمدم به خاطر علی طاهری مدیر سابق باشگاه بود. پس از آن با خانواده ریخته‌گران آشنا شدم و دوستی‌ام با بهروز ریخته‌گران آغاز شد اما واقعیت این است كه خودم هم فكر نمی‌كردم چنین اتفاقی بیفتد. من در این دو سال و نیم بیشتر از یك بازیكن برای این تیم كار كردم؛ البته آنها هم به من لطف داشتند و همه چیز دو طرفه بود اما برای من به عنوان بازیكنی كه یازده سال در تیم ملی بوده‌ام دشوار است كه بخواهم با چنین شرایطی به راحتی كنار بیایم.
وحید شمسایی

• حالا  این شرایط را چطور پشت سر می‌گذارید؟

من یك بازیكن حرفه‌ای هستم. درست است، الان من از حضور در تمرینات و 4 بازی ماهان محروم شده‌ام اما این دلیل نمی‌شود كه بخواهم تمرینات را كنار بگذارم. بهتر از گذشته دارم تمرین می‌كنم و در بهترین شرایط قرار دارم. انگیزه‌ام هم بیشتر شده است. با این حال من به نظر باشگاه احترام می‌گذارم چون دو ماه دیگر با آنها قرارداد دارم. تا آن زمان تابع تصمیم باشگاه هستم.

 

*می گویند شما یك تیم  دارید و هر جا می‌روید، تیم‌تان را هم با خودتان می‌برید. امسال كه قراردادتان با فولاد ماهان تمام می‌شود، این تیم‌ را هم با خودتان می‌برید؟

به هر حال باشگاه سر و شكل خوبی پیدا كرده. درست است كه من وقتی آمدم چند بازیكن همراهم بودند اما من امسال برای خودم تنها تصمیم می‌گیرم و كاری ندارم بقیه بازیكنان چی كار می‌كنند. من در یك دوره‌ای بهترین بازیكنان فوتسال ایران را به اصفهان آوردم اما حالا آنها می‌توانند برای خودشان تصمیم‌گیری كنند. من باید اینجا از حسین شمس و عباس ترابیان هم تشكر كنم كه برای حل مشكل من به اصفهان آمدند و تلاش كردند با میانجی‌گری این كار را فیصله بدهند.

مردم اصفهان و ابرقویی نژاد رییس هیات فوتبال اصفهان هم خیلی به من لطف كردند. به هر حال من درحال حاضر تا پایان لیگ جاری بازیكن فولاد ماهان هستم و امیدوارم این تیم مثل دو سال قبل قهرمان ایران شود. اگر پارسال با بازی‌هایم به قهرمانی تیم كمك كردم،‌امسال برای قهرمانی تیم دعا می‌كنم.

*پس با این شكل باید شما را از فولاد ماهان جداشدنی بدانیم.

نمی‌شود پیش بینی كرد. من وقتی آمدم اصفهان، فكر نمی‌كردم دو سال و نیم اینجا بمانم اما لطف مردم و مسوولان اصفهان مرا اینجا ماندگار كرد. نمی‌دانم در آینده چه اتفاقی می‌افتد. وقتی فولاد ماهان را انتخاب كردم،‌پیشنهادهای مختلفی داشتم اما به خاطر رفاقتی كه با ریخته‌گران پیدا كردم سال قبل قراردادم را تمدید كردم.

*فكر می‌كنید فولاد ماهان می‌تواند دوباره  قهرمان ایران شود؟

سخت است اما دور از دسترس نیست. تیم ما پتانسیل خوبی دارد. درست است كه از كورس قهرمانی عقب افتاده‌ایم اما با توجه به كادر فنی بسیار خوب و بازیكنان بزرگی كه در تیم وجود دارد من امیدوارم این اتفاق بیفتد و فولاد قهرمان شود.
فوتسال، وحید شمسایی

*پس از اینكه برای یك دوره كوتاه به تیم ملی دعوت نشدید اما شمس شما را برای دو بازی با روسیه دعوت كرد واتفاقا از بازی‌تان تمجید كرد. فكر می‌كنید همچنان می‌توانید به بازی در تیم ملی ادامه دهید.

در دو بازی با روسیه هم خودم از عملكردم راضی بودم هم سرمربی. شرایطم ایده‌ال بود. الان هم دارم روز به روز بهتر می‌شوم. من در حال حاضر مثل یك جوان دارم كار می‌كنم و خودم هم نمی‌خواهم اعتباری كه به دست آورده‌ام را به راحتی از دست بدهم. تا زمانی هم كه ببینم می‌توانم به تیم ملی كمك كنم، با تمام وجود ‌در خدمت تیم ملی هستم.

*‌آینده تیم ملی را در جام جهانی چطور می‌بینید؟

واقعیت این است كه كمیته فوتسال، ترابیان و شمس برنامه دقیقی را برای این تیم در نظر گرفته‌اند. ما تا پایان سال با تیم‌های مانند بلژیك، برزیل و اوكراین بازی داریم كه این بازی‌ها خیلی می‌تواند به تیم ملی كمك كند. فكر می‌كنم سال پرباری خواهیم داشت و من خیلی امیدوارم همانطور كه شمس قول داده تیم ملی درجام جهانی بعدی به فینال صعود كند.



نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 2 )    1   2